ده روش غلط مدیران!
2) مدیران ناكارآمد، واقعیتها را برای كاركنان بازگو نمیكنند. آنها در حالی كه اخبار خوشایند را بزك كرده و به شكل بزرگنمایی شده به كاركنان خود نشان میدهند، سعی میكنند اخبار ناگوار را كوچك یا پنهان كنند.
3) ارزیابی عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادی آنان محاسبه میكنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند.
4) با افراد باكاركرد ناچیز و كاركرد برجسته، یكسان برخورد میكنند. این برخورد باعث میشود كاركنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركنانی با موقعیت دوم، همیشه بیانگیزه باشند.
5) با اجرای سیاست تفرقه بینداز و حكومت كن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن میزنند.
6) كارهای كوچك را به آدمهای بزرگ و شایسته و كارهای بزرگ را به آدمهای نالایق میسپارند.
7) با دیكته كردن قدم به قدم فعالیتها، ابتكار عمل و خلاقیت را از كاركنانشان سلب میكنند.
8) با عدم انعطافپذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت و جسارت در نظریات و بیان عقاید را از كاركنان سلب میكنند.
9) به دلیل عدم تشخیص فرصتها و تهدیدها، از انجام به موقع و حركتهای توام با ریسك معذور است.
10) نداشتن برنامه ریزی استراتژیك و چشماندازهای لازم، سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشكلات میشود.
http://modirgah.mihanblog.com